اين ترانه براي من با همه ي كار هايي كه تا حالا نوشتم خيلي فرق داره ،خيلي دوسش دارم خيلي زمزمش ميكنم ، نميدونم چرا ، اما يه جورايي سوگلي كارامه (البته به نظر خودم) ،
يادمه دو بار تو خانه ترانه خوندمش و هر بار وقتي
به بعضي از بنداش ميرسيدم چشمام پر اشك مي شد.
دوست دارم سوگلي ترانه هامو به دوتا از بهترين دوستام ،
همسفراي دوران كودكي و همترانه هاي امروز تقديم كنم .
كسايي كه اسمشون منو تا كوچه پس كوچه هاي خيابون جمهوري و نازي آباد و جيحون مي بره دو تا از گلايي كه اين روزا كمتر
مي بينم شون اما بيشتر به يادشون هستم .
"خونه ي برفي رو تقديم ميكنم به وحيد و كورش عزيزم "
خونه برفي
گلهاي پژمرده جون نمي شن
ابراي رفته سايبون نمي شن
وقتي دل پرنده ها بگيره
ديگه برات ترانه خون نمي شن
...
سيامك رجاور


